تبليغاتX
وبلاگ مسعود بلیتی ظهراب
شده ام    مثل    پریشانی    تو

کوچه ای  غرقه ی  حیرانی  تو  

شده ام  تازه یک   کودک   ناز

تشنه ی   خنده ی   مامانی  تو

همه ی  اندوه مهمان من است

همه ی    شادی    ارزانی   تو

این مسیحی که پراز روح توبود

شده   بازیچه ی   جسمانی  تو

کاش یک  روز   مرا  می دیدی

شده ام   کشته ی   پنهانی    تو

منبع در بخش منابع وبلاگ ذکر شده است !

نوشته شده توسط مسعود بلیتی ظهراب در دوشنبه هشتم مهر 1387 |

می دونم  برات  یه بازیچه شدم

واسه ی چشات یه بازیچه شدم

می دونم  تو چشمای قشنگ تو

شبیه   نگات   یه  بازیچه شدم

من همون خاطره ی گم شده ام

که  حالا  برات   یه بازیچه شدم

می دونم وقتی که خنده می کنی

توی اون صدات یه بازیچه شدم

گفته بود م همیشه هر جا باشی

می شینم به پات یه بازیچه شدم

تشنه ی  لحظه ی با  تو بودنم

ببینم   باهات  یه  بازیچه شدم

واسه ی  گریه ی ناز  هر  شبت

برا خنده هات  یه بازیچه شدم

از  کدوم  قله ی فردا  می رسی

من که پابه پات یه بازیچه شدم

منبع در بخش منابع وبلاگ ذکر شده است!

نوشته شده توسط مسعود بلیتی ظهراب در دوشنبه هشتم مهر 1387 |