تبليغاتX
وبلاگ مسعود بلیتی ظهراب
 
وبلاگ مسعود بلیتی ظهراب
 
 
خستگی را در من نخواهی یافتن / خستگی را خسته خواهم کرد من.
 

 

نوع اثر :

قبل از بعثت

عنوان :

دين پيامبر(ص) قبل از بعثت(2)

صاحب اثر :

محمد صفر جبرئيلي

منبع :

مجله پاسدار اسلام شماره 178

   * ديدگاه سوم
    در مقابل اين ديدگاهها، اكثر دانشمندان اهل سنت و شيعه نظر بر اين دارند كه حضرت رسول اكرم(ص) قبل از بعثت تابع هيچ شريعتي از شرايع گذشته نبوده‏اند، بلكه به تكليف خود عمل مي‏نموده‏اند، چنان كه شيخ طوسي در «عدة الاصول» مرحوم ميرزاي قمي در «قوانين الاصول» علامه طباطبايي در «الميزان» مرحوم طبرسي در «مجمع البيان» و علامه مجلسي در «بحارالانوار» و همچنين از دانشمندان اهل سنت كساني مانند قاضي عياض در «الشفاء بتعريف حقوق المصطفي» ابوبكر باقلاني، ابوعلي حيائي، ابوهاشم معتزلي،1 جارالله زمخشري در تفسير «الكشاف» امام فخر رازي در «تفسير كبير» و ابن ابي‏الحديد معتزلي در «شرح نهج البلاغه»2 قائل به اين قول شده‏اند.
    از جمله دلايلي كه بر اين قول ـ كه ديدگاه حق و صحيح نيز همين است ـ دلالت دارد عبارتند از:
    1 ـ قريب به اتفاق دانشمندان شيعه و اهل سنت از جمله تمام معتزله بر اين قول نظر دارند.
    2 ـ تمام مسلمانان اتفاق نظر دارند كه پيامبر اكرم بر تمام انبيا برتري داشته و افضل از آنان است، و از نظر عقل تبعيت كردن افضل از مفضول صحيح نيست.3
    3 ـ اگر واقعا ايشان به يكي از شرايع گذشته متعبّد بوده‏اند حتما در تاريخ زندگي ايشان نقل مي‏شده است و اهل آن شريعت اين را جزو افتخارات خود مي‏دانسته و از اين مسأله به نفع خود احتجاج مي‏كرده‏اند، در حالي كه در هيچ جاي تاريخ چنين امري ذكر نشده است.
    4 ـ حضرت امام علي بن ابي‏طالب(ع) كه از كودكي در محضر پيامبر بوده و تربيت يافته مكتب محمدي(ص) است در اين باره چنين نظر مي‏دهد: «لَقَدْ قَرَنَ اللّهُ به(ص) مِنْ لَدُنْ ان كانَ فطيما اعظم ملك من ملائكته يسلُكُ به طريق المكارم و محاسن اخلاق العالم ليله و نهاره؛4 از همان زمان كه رسول خدا از شير باز گرفته شد، خداوند بزرگترين فرشته از فرشتگان خود را با او قرين ساخت، تا شب و روز وي را به راههاي مكارم و طرق اخلاق نيك جهان سوق دهند.»
    5 ـ با توجه به مراجعه به منابع معتبر شيعه و اهل سنت به طريق صحيح و معتبر از پيامبر نقل شده است كه فرموده‏اند: «كُنْتُ نبيّا و آدم بين الرّوح و الجسد؛5 من به مقام نبوّت رسيده بودم در حالي كه هنوز روح به جسد آدم دميده نشده بود.»
    همان طوري كه قبلاً گفتيم نبي كسي است كه فرشته را در خواب مي‏بيند و احكام را از او مي‏گيرد. پس پيامبر قبل از بعثت نيز مقام نبوّت را داشته و در چهل سالگي به مقام رسالت مشرّف شده‏اند، چنان كه روايات ديگري نيز از پيامبر اكرم و امام باقر(ع) در تأييد اين امر بيان داشتيم.
    6 ـ با مراجعه به سيره عملي آن حضرت(ص) در طول چهل سال قبل از بعثت اين امر به خوبي معلوم و مشخص مي‏شود كه ايشان در اين مدت راه و روش خاص خود را مي‏رفته و هيچ موردي ملاحظه نشده است كه ايشان به كتاب و يا دانشمندي از دانشمندان شرايع گذشته مراجعه نمايند و يا در معابد و كليساهاي يهوديها و نصاري و يا مذاهب ديگر رفته و مشغول عبادت و انجام اعمال آنها باشند.
    
    * نقد دلايل گروه دوم
    اما اين كه قائلين به اين قول كه حضرت از يكي از شرايع گذشته تبعيت مي‏كرده و در اثبات اين امر به آياتي از قرآن كريم استناد كرده‏اند، مانند:
    ـ اولئك الّذينَ هدي اللّهُ فبِهُداهُمُ اقْتَدِه.6
    ـ شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدّينِ ما وَصّي بِه نُوحا وَالّذي أَوْحينا اليك و ما وَصّينا بِه اِبراهيمَ وَ مُوسي و عيسي.7
    ـ ثُمَّ أَوْحَيْنا إلَيكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ ابراهيمَ حَنيفا.8
    ـ اِنّا أَنْزَلْنا التوراة فيها هُديً و نورٌ يحكم بِها النّبيّونَ.9
    بعضي از اين گروه حضرت را تابع نوح و برخي ايشان را تابع ابراهيم و عده‏اي ديگر تابع موسي. و گروه ديگري نيز پيامبر را به اين دليل كه قبل از اسلام آيين رسمي شريعت حضرت عيسي بوده و با آن شرايع گذشته نسخ شده بود پس حضرت را تابع شريعت ايشان مي‏دانند.
    جواب كلي اين قبيل از آيات قرآن اين است كه: مقصود از اوامر الهي در خصوص تبعيت پيامبر اسلام از انبياي گذشته در خصوص احكام فروع دين از قبيل نماز و روزه و حج و امور ديگر نيست هر چند اين نوع احكام نيز در شريعتهاي گذشته وجود داشته است چنان كه خداوند مي‏فرمايد: «يا أَيُّها الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَليكُم الصّيامُ كَما كُتِبَ عَلَي الّذينَ مِنْ قبلكُم»10
    يا حضرت عيسي فرموده است: «و اوصاني بالصّلاة والزّكاة ما دُمْتُ حيّا»11
    و يا از قول حضرت موسي مي‏فرمايد كه خداوند خطاب به ايشان چنين فرموده است: «فاعبُدني و اَقِمِ الصلاةَ لذكري»12
    بلكه مقصود اين قبيل آيات تبعيّت در اصول كلّي دين مانند توحيد و معاد، مكارم و محاسن اخلاقي، صبر بر آزار و اذيّت كافران و مشركان بوده است.13
    به علاوه اين كه چطور ممكن است خداوند پيامبر را به تبعيت از شرايع گذشته وادار بنمايد در حالي كه آنها خود با هم اختلاف در فروع داشته و متناقض با هم بوده‏اند.14
    ضمن اين كه مرحوم علامه طباطبايي مي‏فرمايند: اگر مقصود خداوند امر پيامبر به تبعيت از آن پيامبران و شريعت آنها بوده، بايد مي‏فرمود: «بِهِمْ اقتده؛ به آنها اقتدا كن» در حالي كه در آيه شريفه مي‏فرمايد: «بهداهُمُ اقتده؛ به روش هدايت آنها كه همان هدايت الهي مشترك بين تمام انبياست اقتدا كن.»15
    و اما اين كه بعضي به استناد اين بيان كه پيامبر در مسأله سنگ‏سار كردن در زنا به تورات حضرت موسي مراجعه كرده است، جواب چنين مي‏توان گفت كه:16
    اكثر دانشمندان اهل سنت و شيعه نظر بر اين دارند كه حضرت رسول اكرم(ص) قبل از بعثت تابع هيچ شريعتي از شرايع گذشته نبوده‏اند، بلكه به تكليف خود عمل مي‏نموده‏اند.
    اولاً: اين حديث از خبرهاي واحد است كه در اين گونه مسائل (اعتقادات) مورد توجه و عمل واقع نمي‏شوند.
    ثانيا: اگر واقعا در اين مورد مراجعه به تورات كرده باشند، بايد در موارد ديگري نيز مراجعه مي‏كرده و منتظر وحي نمي‏شدند.
    ثالثا: شريعت حضرت موسي كه به وسيله شريعت حضرت عيسي(ع) نسخ شده بود، پس چرا پيامبر به انجيل مراجعه نكردند.
    رابعا: مي‏توان گفت كه پيامبر حكم سنگ‏سار كردن را از طريق وحي الهي به دست آورده بود و اگر هم به تورات مراجعه
    كرده باشد، دليل ديگري داشته است. به اين كه به غير مسلمانان بفهماند كه حكم در سنگ‏سار كردن موافق همان حكم در تورات است و اين موجب صدق نبوت ايشان هم مي‏شده است.17
    و اما اين كه ايشان با چه معياري اعمال متعددي را با احكام خاص خود انجام مي‏داده‏اند؟
    چنان كه گفتيم ايشان قبل از چهل سالگي مقام نبوت را داشتند و به همين جهت فرشته‏اي از فرشتگان هميشه همراه ايشان بوده و احكام لازم و محاسن اخلاقي و آداب نيك را به ايشان تعليم مي‏داده بقيه در صفحه 50
    بقيه از صفحه 25
    است چنان كه حديث امام علي(ع) نيز بيانگر اين امر بود.
    بنابراين نظر صحيح كه بيشتر مسلمين از شيعه و اهل سنت بر آن اتفاق دارند همان است كه پيامبر تابع هيچ يك از شرايع گذشته بر اسلام نبوده، بلكه او به تكليف خود عمل مي‏كرده و پيوسته خط توحيد را ادامه مي‏داده و به اصول اخلاقي و عبادت الهي مقيد و پاي بند بوده است.
    در پايان در تأييد اين ديدگاه كلام علامه مجلسي را حسن ختام قرار مي‏دهيم كه چنين نوشته‏اند:
    «آنچه از اخبار و روايات معتبر براي من معلوم شد، اين است كه پيامبر اكرم(ص) قبل از بعثت، مقام نبوت را داشته و حضرت جبرئيل او را كمك مي‏كرده است: و يك فرشته با او همدم بوده به طوري كه حضرت فرشته را در خواب مي‏ديده و با او صحبت مي‏كرده است، و بعد از چهل سالگي كه به رسالت مبعوث شدند، فرشته را مي‏ديده و با او صحبت مي‏كرده و وحي بر او نازل مي‏شده، و حضرت پيام الهي را تبليغ مي‏كرده است.»18

 |+| نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط مسعود بلیتی ظهراب  | 
 
  بالا